کلاغ هفتم
وبلاگ واحد ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان مرکزی 
قالب وبلاگ
 

طرح های برگزیده فصل بهار:

از خانم ها : شجر ی از مرکز مجتمع  و غلامی از مرکز ۶ اراک 

و ناهید سهرابی  از مرکز خسرو بیگ می باشد.

[ دوشنبه سی ام تیر 1393 ] [ 12:34 ] [ مریم کوچکی ] [ ]
 

جنگ مداد رنگی ها


در دفتر نقاش ام جنگی به پا شده است


رنگ سفید دو باره موی دماغ شده است


قرمز به او می گوید نه رنگ گل -نه رنگ رنگین کمان


خارو حقیرمیون نقاشیمون


سفید به قرمز آرام می گوید


هر چه خار آید روزی کاراید.


سارا میرزاخانی .سوم ابتدایی. مرکز شازند.


همکاران عزیز لطفآ نظر خود را بنویسید

 

[ دوشنبه سی ام تیر 1393 ] [ 12:3 ] [ مریم کوچکی ] [ ]
 

  

    واحد ادبی قصد دارد تا مسابقه ای را با عنوان

( نا مه ای به صلح ) بر گزار کند.

  جزئیات این مسابقه به صورت مکتوب به اطلاع

شما عزیزان می رسد.

[ دوشنبه سی ام تیر 1393 ] [ 9:0 ] [ مریم کوچکی ] [ ]
 

 ای برادر   تو همه اندیشه ای             ما بقی از استخوان و ریشه ای

 گر بود اندیشه ات گل گلشنی          و ر بود خاری تو هیمه ی گلخنی

 همکاران ادبی سلام !

 به اطلاع شما عزیزان می رساند واحد ادبی بعداز ماه رمضان بازدیدهای

 خود را از مراکز آغاز می کند. مبنای این بازدیدها ، آموزش دو   روزه

 است.

انتظار می رود شما عزیزان آموخته های این آموزش را در کلاس های

 ادبی به خوبی اجرا ء نمایید.

 

[ دوشنبه سی ام تیر 1393 ] [ 8:57 ] [ مریم کوچکی ] [ ]
 

کلیدی


گوشه ای دورافتاده می گریست


برای اینکه دنبالش نگشته بودند


و دروازه های شهر را


با توپ گشوده بودند

                                      شاعر : شیر کو بی کس

[ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 ] [ 12:23 ] [ مریم کوچکی ] [ ]
سفیدی از کبوترانم چید

هر که آمد

لبخند از لب‌هایم برید

منتظر کسی نیستم

از سر خستگی در این ایستگاه نشسته‌ام

دیگر منتظر کسی نیستم

هر که آمد

ستاره از رویاهایم دزدید

هر که آمد

سفیدی از کبوترانم چید

هر که آمد

لبخند از لب‌هایم برید

منتظر کسی نیستم

از سر خستگی در این ایستگاه نشسته‌ام!

 

شعری از رسول یونان از مجموعه اسکی روی شیروانی ها

 

 

[ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 ] [ 12:21 ] [ مریم کوچکی ] [ ]

بیچاره چاقوی آشپزخانه ی ما

در تمام عمرش

فقط پیاز وسیب زمینی پوست کنده

ومهیج ترین صحنه ی زندگی اش

 بریدن چند تکه کالباس است

 گوشه ی آشپرخانه

در آرزوی بوسیدن گلوی گاوی نر

قوچی وحشی  

یا دست کم

مرغ پا کوتاه زهواردررفته ای

می پوسد

[ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 ] [ 12:20 ] [ مریم کوچکی ] [ ]

 

مربیان محترم !

 محمد حسن دارابی نیا عضو کدوم مرکز ؟

 به احتمال زیاد باید برای اراک باش! لطفا

 جواب بدید از سلام بچه ها براش مجله آمده!

[ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ] [ 9:54 ] [ مریم کوچکی ] [ ]
 

 سلام دوستان عزیز!

 روز ۵ شنبه ، ۱۹ تیر ماه ، انجمن ادبی داستان با حضور ۴۰

نفر از اعضاء کار گاهها  بر گزار شد.

 در این انجمن  ۵ داستان خوانده شد. ابتداء اعضاء و مربیان

 در خصوص اثر بحث و گفتگو می کردند و نهایتا استاد این

 جلسه خانم انجدانی نکات لازم را به داستان نویس یاد آو

ر می شدند.

  از نکاتی که تاکید بر آن صورت گرفت و خانم انجدانی

 بچه ها را راهنمایی نمودند گفتگو در داستان و شخصیت

 پردازی بود. خانم انجدانی کتابهای مفیدی را جهت مطالعه

 اعضاء معرفی کردند. این نشست دو ساعت به طول

 انجامید.(از ساعت ۱۰ تا ۱۲ ظهر)

. امیدواریم برای تمامی شرکت کنندگان مفید بوده باشد

[ شنبه بیست و یکم تیر 1393 ] [ 11:23 ] [ مریم کوچکی ] [ ]
 

 من که از دیدنت در تلوزیون ، سادگی ، و مظلومیتت ، شرمنده ، ناراحت

 و خیلی خیلی خیلی غصه دار می شدم. خودم آدم مظلومی نیستم

 ولی گاهی مزه تلخ و  دردناک ظلم را چشیده ام... بدم می آید و متنفر

می شوم از بعضی کلمات مثل ظالم یا مظلوم.

 ولی تو ، توی تلوزیون همیشه مظلوم بودی... از دیدن خانه ات از شنیدن

خاطراتت دلم و قلبم به درد می آمد...

از سختی ها و محرومیت هایت... من از تو از خودم و از همه کسانی

 که مدیون ادبیات کودک و نوجوان این مملکت هستند به خاطر تمام

کوتاهی ها و بی تعهدی هایم خجالت می کشم.

 از بچه هایی که در کودکی وضعیتی شبیه تو داشته اند... از همه 

خجالت می کشم... از کسانی چون تو که دلش می خواست کاری

کند  ولی امکانش را نداشت و کسی چون خودم که امکانش را دارد

و کوتاهی می کند. ... ببخش بر من این گستاخی را...

 با دست خالی  ولی با شوق فراوان نوشتی و نوشتی و ...  حا لا آرام

 بگیر  در بهشت بی کران خداوند.

  حتما در آنجا برای تمام بچه های بهشت قصه هایی  می گویی

   سرشار از  زیبایی  و  مهر خودت...

روحت شاد و  یادت برای همیشه گرامی باد.

                                                               روز ملی ادبیات کودک مبارک

[ چهارشنبه هجدهم تیر 1393 ] [ 11:42 ] [ مریم کوچکی ] [ ]
 

۱۸ تیر ماه،  روز ملی ادبیات

 کودک و نوجوان

، مبارک  و گرامی باد!

[ چهارشنبه هجدهم تیر 1393 ] [ 11:26 ] [ مریم کوچکی ] [ ]

 

سلام عزیزان !

این نامه همین امروز به دست من رسید. امروز یعنی 18 تیرماه

مصادف با درگذشت مهدی آذریزدی و روز ملی ادبیات کودک در

 ایران است.

از شما عزیزان خواسته می شود تا به مدت یک هفته فعالیتهای

زیر را در مراکز انجام دهید:

1-    پانل ادبی به ادبیات کودک اختصاص داده شود.

2-    مربیان ادبی و دیگر مربیان به معرفی شخصیت آذر یزدی

 و یا دیگر نویسندگان و تصویر گران  حوزه کودک و نوجوان بپردازند.

3-    نمایشگاهی از آثار نویسندگان حوزه کودک و نوجوان بویژه از

آثار همکاران کانونی ، ترتیب و برگزار نمایید.

4-    در کلاس های ادبی و کارگاهها به این روز توجه خاص و ویژه

نشان داده شود.

 

[ چهارشنبه هجدهم تیر 1393 ] [ 11:24 ] [ مریم کوچکی ] [ ]

 

 در پی نقد گزارش های ادبی ، این فعالیت اجراء شده

 توسط خانم ترابی، مربی خوب مرکز خاوه ، برایم جالب

  بود . تغییر دادن ضرب المثل ها توسط بچه ها :

 شتر سواری دولا دولا کیف دارد.

آشپز که دو تا شد ، قابلمه کم می آید.

 از این ستون تا آن ستون با موتور باید رفت.

 با یک دست فقط کار های سخت انجام نمی شود.

         امیر حسین آقا حسینی . کلاس 5. مرکز خاوه

[ چهارشنبه هجدهم تیر 1393 ] [ 9:40 ] [ مریم کوچکی ] [ ]
 

برایت رویاهایی آرزو می کنم تمام نشدنی


وآرزوهایی پر شور


که از میانشان چندتایی برآورده شود


برایت آرزو می کنم که فراموش کنی


چیزهایی را که باید فراموش کنی

برایت شوق آرزو می کنم


آرامش آرزو می کنم


برایت آرزو می کنم که با پرواز پرندگان بیدار شوی


و یا با خنده ی کودکان


برایت آرزو می کنم که دوام بیاوری در رکود، بی تفاوتی و ناپاکی روزگار

مهمتر از همه


برایت آرزو می کنم که خودت باشی.      شاعر : ژال برک

                                                                 نویسنده : الهام فرجی

[ دوشنبه شانزدهم تیر 1393 ] [ 8:32 ] [ مریم کوچکی ] [ ]
 

همکاران خوب ادبی !
 سلام!
 عزیزان ، قرار است در یک برنامه تلوزیونی مرکز استان ،

از کودکان و نوجوانان شاعر دعوت شود تا در مورد روند

شعر سرایی شان حرف بزنند و شعر هایشان را بخوانند.

 از شما عزیزان می خواهم تا اعضاء مستعد شاعر خود

را شناسایی و به واحد ادبی معرفی نمایید تا در این برنامه

 تلوزیونی شرکت کنند.

۲- در یک برنامه دیگر تلوزیونی قرار است دعا ها و نیایش

های بچه ها خوانده شود. از بچه ها بخواهید با زبانی زیبا

 دعا و خواسته هایشان   را بنویسند تا در این برنامه به

اسم خودشان خوانده شود.

                                          با تشکر از همکار ی خوب شما

[ شنبه چهاردهم تیر 1393 ] [ 12:46 ] [ مریم کوچکی ] [ ]

تنهایم
مثل مرغ سفید دریایی
بر دکل کشتی
عقربه ها به خواب رفته اند
باد در نوزیدن اصرار می کند
ابر در نیامدن
باران در نباریدن
وتابستان
کلاه حصیری بر سر گذاشته
کنار دریا چرت می زند!

رسول یونان

 

 

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 9:46 ] [ مریم کوچکی ] [ ]
 

 سلام عزیزان !

 واحد ادبی  روز ۵ شنبه ، ۱۹ تیر ماه ، ساعت ۱۰ تا ۱۲ ، برنامه

انجمن ادبی داستان خود را با حضور استاد خانم انجدانی برگزار

می کند.

حتما با داستا نهای زیبایتان شرکت کنید . این انجمن مختص

 اعضاء کار گاهها و بزرگسال کانون است.

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 9:28 ] [ مریم کوچکی ] [ ]

 

باز تابستان رسید
فصل زیبای سفر
فصل کار باغبان
فصل کار رفتگر


شهر رنگ و بو گرفت
با مسافرهای خوب
عده ای اهل شمال
عده ای اهل جنوب


شهر ما یک میزبان
میزبان مهربان
بوی گل پیچیده است
در خیابانهای آن


غلامرضا بکتاش

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 8:33 ] [ مریم کوچکی ] [ ]
 

     صبح شعر 7تیر ماه ، شنبه ، برگزار شد. در این صبح شعر

  که سی نفر حضور داشتند ، اعضاء به خوانش شعر و داستان

 خود پر داخته و مربیان و شرکت کنندگان نقاط قوت و ضعف آنها

  را یاد آوری می کردند. ده اثر شعر و ۵ اثر داستانی خوانده شد.

   شرکت کنندگان از مراکز ۵ ، ۳ ، ۲، ۶ و سنجان و داود آباد بودند.

 نمونه ای از شعر اعضاء

 رفته اند شمال

و آلزایمر گرفته اند

 خانواده اش

 و یادشان رفته پیر مرد را

و حا لا او تنهاست

و مدام در کوچه فریاد می زند

 جا ده های شمال محال یادم بره !

                         فاطمه سلامی زاده - مرکز مجتمع

 

[ یکشنبه هشتم تیر 1393 ] [ 8:54 ] [ مریم کوچکی ] [ ]
 
"آدم بزرگها"...عاشق عدد و رقم اند!

وقتی با آنها از یک "دوست" تازه تان حرف بزنید،

هیچ وقت ازتان درباره ی چیزهای اساسی اش سوال نمی پرسند!

هیچ وقت نمی پرسند:

((آهنگ صداش چه طور است؟

چه بازی هایی را بیشتر دوست دارد؟                     

                                                          شازده کوچولو...

پروانه جمع می کند یا نه؟))

می پرسند:

((چند سالش است؟

چندتا برادر دارد؟

وزنش چقدر است؟

پدرش چقدر حقوق می گیرد؟))

و تازه بعد از این سوال هاست که خیال می کنند،

طرف را شناخته اند!!!

[ دوشنبه دوم تیر 1393 ] [ 9:37 ] [ مریم کوچکی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این کتاب رو خریدم چون توی روزنامه تبلیغشو خونده بودم!. یه دست لیوان به زهره هدیه دادم .خوبه؟ از سرشم زیاده ! مگه نه؟. ساعت قشنگیه؟ دیروز گرفتمش از ساعت فروشی سر بازار!. کیف لازم داشتم قیمتش مناسب بود‍... ! میخوام برم یزد ...!

هر کسی برای هر کاری که انجام میدهد دلایل خوب و مناسبی دارد و گاهی هم ندارد! حالا ما برای چه دوست داشتیم وبلاگ داشته باشیم؟ نمی دانیم ! ولی مهم این است که الان داریم. پس نتیجه می گیریم وجود بهتر از عدم است!

اوُل اسمش دشت بی انتها بود بعد بدون پختن آش اسمش را گذاشتیم: کلاغ هفتم! یعنی کلاغ اول نه! کلاغ دوم نه! کلاغ سوم نه! کلاغ چهارم نه! کلاغ پنجم نه! کلاغ ششم نه! اگر گفتید چرا کلاغ هفتم؟!
لینک های مفید
امکانات وب