کلاغ هفتم
وبلاگ واحد ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان مرکزی 
قالب وبلاگ
من از خدا که تو را افرید ممنونم
از آنکه روح به جسمت دمید ممنونم  


از آنکه مثل بت کوچکی تراشت داد
از آنکه طرح تنت را کشید ممنونم . . . 
 

در این غروب در این روزهای تنهایی
از اینکه عشق به دادم رسید ممنونم  


من از کسی که عزیز مرا به چاه انداخت
و آنکه آمد و او را خرید ممنونم  


من از نگاه پریشان آن زلیخایی
که خواب پیرهنم را درید ممنونم . . .  


چقدر خوب و قشنگی چقدر زیبایی
من از خدا که تو را آفرید ممنونم . . .  



 شاعر:فرامرز عرب عامری 

با سپاس از خانم بیگی

[ پنجشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 12:54 ] [ مریم کوچکی ]
همکاران خوب ادبی سلام ! 

دوستان همیشه همراه و مهربان من ، لطفا نمره برگه ارزشیابی خود را  

در این پست برای من بنویسید . 

                                                                            با تشکر

[ چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 12:29 ] [ مریم کوچکی ]

حکایتی زیباو خواندنی  از گلستان سعدی


بازرگانی را دیدم كه صد وپنجاه شتر بار داشت وچهل بنده خدمتكار. شبی در جزیره كیش مرا به حجره خویش در آورد، همه شب نیارامید از سخنهای پریشان گفتن كه «فلان انبارم به تركستان است و فلان بضاعت به هندوستان، و این قباله فلان زمین است و فلان چیز را فلان، ضمین». گاه گفتی: «خاطر اسكندریه دارم كه هوایی خوش است». باز گفتی: «نه كه دریای مغرب مشوش است. سعدیا سفری دیگرم در پیش استاگر آن كرده شود بقیت عمر خویش به گوشه ای بنشینم». گفتم: «آن كدام سفر است؟» گفت: «گوگرد پارسی خواهم بردن به چین كه شنیده ام قیمتی عظیم دارد و از آنجا كاسه چینی به روم آرم و دیبای رومی به هند و فولاد هندی به حلب و آبگینه حلبی به یمن و برد یمانی به پارس و از آن پس، ترك تجارت كنم و به دكانی بنشینم». انصاف ازین ماخولیا چندان فرو گفت كه بیش طاقت گفتنش نماند.
گفت: « ای سعدی تو هم سخنی بگوی از آنها كه دیده ای و شنیده!»

گفتم:

گفت چشم تنگ دنیا دوست را
 یا قناعت پر كند یا خاك گور


آن شنیدستی كه روزی تاجری
 در بیابانی بیفتاد از ستور

[ چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 8:56 ] [ مریم کوچکی ]
  مربیان خوب ادبی!!! 

  هستید؟؟؟؟ حالتون خوبه؟؟؟؟ 

  اگه هستید و خوبید هر کدوم یه شعر ، متن ادبی  و یا داستان قشنگ ، 

  از هر کسی باشه توی این پست بذارید ببینم !!!!!!!!!!!!!!!!

[ یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۴ ] [ 9:19 ] [ مریم کوچکی ]
مربی مسئولان عزیز! 

با سلام . همکاران عزیز انتظار می رود شما به عنوان مسئول یک مرکز با  

واحد ادبی تماس گرفته و نقاط ضعف و قوت کار آنها را صادقانه با واحد در  

میان بگذارید.  

واقعیت امر این است که ما چند ماهی یک بار آن هم گاهی به صور ت  

شتابزده از مراکز باز دید می کنیم که این فرصت کوتاه نمی تواند برای  

ارزیابی مربی کافی باشد .این تعامل به پیشرفت ادبی اعضاء و مرکز 

 کمک شایانی می کند. 

از شما عزیزان مسئولیت پذیر پیشاپیش ممنون هستم.

[ شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 13:1 ] [ مریم کوچکی ]
 

خانمها معصومه اکبری ، اعظم عباسی و  فاطمه آل طاهر در 

 اسرع وقت با واحد ابی تماس بگیرند.

[ شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 12:55 ] [ مریم کوچکی ]
سیارکی به نام ملاله‌یوسف‌زی  

ملاله‌یوسف‌زی فعال نوجوان در زمینه حق تحصیل کودکان در پاکستان و قربانی گلوله خشم طالبان که چندی پیش به خاطر فعالیت‌هایش برنده نوبل صلح شد،‌ اکنون سیارکی به نام خود دارد. 

براساس گزارش BBC، این سیارک که وسعتی برابر چهار کیلومتر دارد، در نقطه‌ای از کمربند سیارکی در میان مریخ و مشتری قرار گرفته‌ است و هر پنج و نیم سال یکبار به دور خورشید می‌چرخد.

این قدردانی ارزشمند و به یاد‌ماندنی توسط امی مینظر، که این سیارک را با نام علمی ٣١۶٢٠١ در سال ٢٠١٠ کشف کرد، انجام گرفته‌ است. تحت قوانین اتحادیه بین‌المللی نجوم وی این حق را دارد که سیارکی را که کشف کرده نامگذاری کند و مینظر نیز نام ملاله‌یوسف‌زی را برای این سیارک انتخاب کرد.

مینظر در وبلاگ ملاله نوشت هدف وی الهام‌بخش بودن برای سایر زنان جوان است. وی نوشت ما به شدت به قدرت تفکر افراد باهوش نیازمندیم تا بتوانیم دشوارترین مشکلات بشریت را حل کنیم.ملاله در سال ٢٠١٢ زمانی که سوار اتوبوس مدرسه‌اش در دره سوات شده‌بود، از ناحیه سر مورد اصابت گلوله طالبان قرار گرفت. وی پس از حضور در یکی از مستند‌های BBC درباره زندگی در مناطق تحت کنترل طالبان به شهرت زیادی رسید.

ملاله پس از پایان دوران درمانش در انگلستان به چهره‌ای مشهور در جهان تبدیل شد و در صحن علنی سازمان ملل متحد درباره حق تحصیل سخنرانی کرد و در نهایت توانست به همراه فعالی دیگر، جایزه صلح نوبل را از آن خود سازد.

سیارکی که به نام ملاله نامگذاری شده، سیارکی به شدت سیاه و تیره‌ است از این رو ملاله شاید هرگز نتواند آن را به چشم ببیند،‌ اما سیارک به همراه نام او، همیشه در کمربند سیارکی وجود خواهد‌ داشت

[ شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 9:17 ] [ مریم کوچکی ]
همکار گرامی سرکار خانم نریمان ! 

تشرف به مکه مکرمه و زیارت خانه الهی، را به شما و خانواده 

 محترمتان تبریک ، تهنیت و زیارت قبول می گوییم. 

امیدواریم ،زیارت اماکن متبرکه ،بازهم در سرنوشت زیبایتان  

رقم خورده باشد

حج (مدینه و مکه): عکس شماره 7 / 12

[ پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 8:48 ] [ مریم کوچکی ]
زندگینامه عطار نیشابوری : نام او را «محمد» و لقبش را «فرید الدین» نوشته‌اند. در اشعارش بیشتر به «عطار» تخلص نموده و گاهی هم «فرید» را برای خود برگزیده است. عمر عطار بین هفتاد تا هشتاد سال بوده و ظاهرا در سال ۶۱۸ به دست مغولان به شهادت رسیده است. شیخ عطار داروخانه‌ای داشته که در آن به کار طبابت می‌‌پرداخته است.
به روایت جامی، سبب گرایش عطار به تصوف آن بود که: «روزی در دکان عطاری مشغول معامله بود. درویشی آنجا رسید و چند بار شی ءٌ لله گفت (یعنی چیزی برای خدا بده). وی به درویش نپرداخت، درویش گفت: ای خواجه تو چگونه خواهی مرد؟ عطار گفت: چنانکه تو خواهی مرد. درویش گفت: تو همچون من می‌توانی مرد؟ عطار گفت: بلی. پس درویش کاسه چوبینی که داشت، زیر سر نهاد و گفت: الله و در دم جان بداد. عطار را حال متغیر شد و دکان بر هم زد و به این طریق درآمد.»
 
آثار مسلم عطار را می توان از این قرار دانست:
۱-مصیبت نامه، ۲ـ الهی نامه، ۳ـ اسرار نامه، ۴-مختار نامه، ۵ـ منطق الطیر، ۶-خسرو نامه، ۷-جواهر نامه، ۸-ـ شرح القلب، ۹-دیوان قصاید و غزلیات و اگر کتاب منثور تذکره الاولیا را هم بر این مجموعه بیفزاییم تعداد آثار مسلم او به ده کتاب بالغ می‌گردد که بی گمان شاهکار او کتاب منطق الطیر است. سبک اشعار او عراقی و دارای مفاهیم بلند عرفانی است. بازتاب اشعار او را در سروده‌های مولوی و حافظ بخوبی می‌توان دید. در این میان مولوی ارادت ویژه‌ای به عطار دارد و چندبار از او نام می‌برد و مراتب والای او را می ستاید:
 
هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم
 
غزل زیبایی از او را می‌خوانیم:
 
آتش عشق تو در جان خوش تر است
جان ز عشقت آتش‌افشان خوش تر است
هر که خورد از جام عشقت قطره‌ای 
تا قیامت مست و حیران خوش تر است
تا تو پیدا آمدی پنهان شدم
زانکه با معشوق پنهان خوشتر است
درد بر من ریز و درمانم مکن
زانکه درد تو ز درمان خوش تر است
می‌نسازی تا نمی‌سوزی مرا 
سوختن در عشق تو زان خوش تر است
چون وصالت هیچکس را روی نیست
روی در دیوار هجران خوش تر است
خشکسال وصل تو بینم مدام
لاجرم در دیده طوفان خوش تر است
همچو شمعی در فراقت هر شبی
تا سحر عطار گریان خوش تر است
 

 

 

تصویر آرامگاه عطار در نیشابور


[ سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 9:21 ] [ مریم کوچکی ]
همکاران محترم مراکز سلام

لطفا درسال جدید اعضاء علاقمند به فعالیت ادبی را برای ایجاد      

ارتباط با بخش مکاتبه الکترونیک راهنمایی و تشویق نمایید 

 ایمیل مرکز آفرینشهای ادبی:markaziadabi@gmail.com      

باتشکر از لطف و همکاری شما-بخش پاسخگویی.

[ چهارشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 11:49 ] [ مریم کوچکی ]
آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آچون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ
ای شاه عشق پرور مانند شیر مادرای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آ
چوگان زلف دیدی چون گوی دررسیدیاز پا و سر بریدی بی‌پا و سر به رقص آ
تیغی به دست خونی آمد مرا که چونیگفتم بیا که خیر است گفتا نه شر به رقص
از عشق تاجداران در چرخ او چو بارانآن جا قبا چه باشد ای خوش کمر به رقص آ
ای مست هست گشته بر تو فنا نبشتهرقعه فنا رسیده بهر سفر به رقص آ
در دست جام باده آمد بتم پیادهگر نیستی تو ماده زان شاه نر به رقص آ
پایان جنگ آمد آواز چنگ آمدیوسف ز چاه آمد ای بی‌هنر به رقص آ
تا چند وعده باشد وین سر به سجده باشدهجرم ببرده باشد دنگ و اثر به رقص آ
کی باشد آن زمانی گوید مرا فلانیکای بی‌خبر فنا شو ای باخبر به رقص آ
طاووس ما درآید وان رنگ‌ها برآیدبا مرغ جان سراید بی‌بال و پر به رقص آ
کور و کران عالم دید از مسیح مرهمگفته مسیح مریم کای کور و کر به رقص آ
مخدوم شمس دین است تبریز رشک چین استاندر بهار حسنش شاخ و شجر به رقص آ

[ سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 13:36 ] [ مریم کوچکی ]
 عضو کدام مرکز است : رقیه نصیری زاده ؟ 

همکاران محترم لطفا اسم مرکز در نامه اعضاء مکاتبه ای قید شود !

[ یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 12:43 ] [ مریم کوچکی ]
 

  همکاران عزیز، گزارش فصل زمستان 93 شما به دستم رسید:  

خانم ها: اعظم عباسی، لیلی سهرابی، فرزانه مجتهدی، زهرا 

 مرجانی، معصومه اکبری ، مریم سبط احمدی ،تهمینه نریمان ، 

 ناهید سهرابی ، شهربانو سلیمانی ،اکرم رنجبر  ،نوشین 

 استاد محمدی،سمیه ترابی،فاطمه قربانی ، کبریا شجری و  

زهره عیسی آبادی.  

  خانم ها اکبری و نریمان فرم گزارش کلاس ها را ارسال   

نکرده اند !    

  از باقی مربیان انتظار می رود تا حداکثر 18 فروردین 

 گزارش هایشان را به دفتر استان ارسال نمایند. 

[ شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 11:39 ] [ مریم کوچکی ]
 

شروع کاری عزیزان را در سال جدید خورشیدی تبریک  

و شاد باش می گوییم. موفق و پیروز باشید!   

 

                 عكس متحرك از گل  و دسته گلهای زیبا

[ شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 11:29 ] [ مریم کوچکی ]


یك گل ده گل صد تا گل  
اینجا آنجا هر جا گل  
 
دامن دامن فروردین  
می ریزد بر دنیا گل  
 
باغ و دره پر گل شد  
كوه و دشت و صحرا گل  
 
لبها را گل خندان كرد  
شد از شادی لبها گل 

                                                                               ترانه سرا: محمود كیانوش
[ شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 11:21 ] [ مریم کوچکی ]
کارت پستال عید نوروز 

 

آغاز سال 1394 و فرا رسیدن عید باستانی نوروز که نشان از عظمت 

  

 فرهنگ کهن و سترگ  ایران زمین دارد  بر شما و تمامی ایرانیان 

 

 و فارسی زبانان فرخنده و گرامی با د! 

[ چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 12:21 ] [ مریم کوچکی ]
New Years Postcard (12) 

                

 نوروزتان فرخند ه باد    !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

[ چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 12:15 ] [ مریم کوچکی ]
ايام را مبارک باد از شما. 


مبارک شماييد. 


ايام می‌آيد تا به شما مبارک شود.(شمس تبریزی)


[ چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 11:25 ] [ مریم کوچکی ]
 من نام کسی نخوانده ام الا تو  

                                           با هیچ کسی نمانده ام الا تو  

عید آمد و من خانه تکانی کردم  

                                          از دل همه را تکانده ام الا تو.... 

[ چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 11:23 ] [ مریم کوچکی ]
واحد ادبی استان آخرین صبح شعر ش را در سال 93 برگزار کرد این برنامه که ازساعت 10 صبح اغاز شد تا 12 و سی دقیقه ظهر ادامه یافت 70 عضو از مراکز اراک ، سنجان و داود آباد همراه با مربیان ادبی خود شرکت کنندگان این جشن و صبح شعر بودند.
خواندن آثارچاپ شده اعضاازمجلات ، پخش کلیپ تمامی صبح شعر های واحدادبی ، سرود خوانی دسته جمعی اعضا ، بیان انتقادات و پیشنهادات به واحد ادبی توسط اعضا ،اجرای مسابقه طنز نویسی توسط اعضا ، پخش انیمیشن هاجر عروسی داره و دادن هدیه مربیان برگزیده در مسابقه داستان نویسی از برنامه های اجرا شده این جشن بود .

در خلال برنامه قنبری مدیر کل کانون و احمد لو معاونت در مراسم حضور یافتند و قنبری ضمن بیان سخنانی کوتاه برای اعضا به تفسیر دعای تحویل سال پرداختند. در پایان اعضا هد ایایی را برای یکدیگر تهیه کرده بودند به یکدیگر تقدیم کردند و آرزوی سالی نیکو و گرفتن عکس دسته جمعی پایان بخش برنامه بود

خواندن آثارچاپ شده اعضاازمجلات ، پخش کلیپ تمامی صبح شعر های واحدادبی ، سرود خوانی دسته جمعی اعضا ، بیان انتقادات و پیشنهادات به واحد ادبی توسط اعضا ،اجرای مسابقه طنز نویسی توسط اعضا ، پخش انیمیشن هاجر عروسی داره و دادن هدیه مربیان برگزیده در مسابقه داستان نویسی از برنامه های اجرا شده این جشن بود .

در خلال برنامه قنبری مدیر کل کانون و احمد لو معاونت در مراسم حضور یافتند و قنبری ضمن بیان سخنانی کوتاه برای اعضا به تفسیر دعای تحویل سال پرداختند. در پایان اعضا هد ایایی را برای یکدیگر تهیه کرده بودند به یکدیگر تقدیم کردند و آرزوی سالی نیکو و گرفتن عکس دسته جمعی پایان بخش برنامه بود .

[ دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 11:22 ] [ مریم کوچکی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

این کتاب رو خریدم چون توی روزنامه تبلیغشو خونده بودم!. یه دست لیوان به زهره هدیه دادم .خوبه؟ از سرشم زیاده ! مگه نه؟. ساعت قشنگیه؟ دیروز گرفتمش از ساعت فروشی سر بازار!. کیف لازم داشتم قیمتش مناسب بود‍... ! میخوام برم یزد ...!

هر کسی برای هر کاری که انجام میدهد دلایل خوب و مناسبی دارد و گاهی هم ندارد! حالا ما برای چه دوست داشتیم وبلاگ داشته باشیم؟ نمی دانیم ! ولی مهم این است که الان داریم. پس نتیجه می گیریم وجود بهتر از عدم است!

اوُل اسمش دشت بی انتها بود بعد بدون پختن آش اسمش را گذاشتیم: کلاغ هفتم! یعنی کلاغ اول نه! کلاغ دوم نه! کلاغ سوم نه! کلاغ چهارم نه! کلاغ پنجم نه! کلاغ ششم نه! اگر گفتید چرا کلاغ هفتم؟!
امکانات وب